گفت وگو باخدا

مقاله ای درباره نماز جمعه


نماز جمعه اختصاص دارد به اينكه به خاطر بگذرانى كه روز جمعه روز بزرگ و سيد روزها و عيد شريف مى باشد حق تعالى مخصوص گردانيده آن را به اين امت ، تا تقرب بجويند به وسيله اين روز، به جوار رحمت او و در شوند از دوزخ و از رانده شدن از درگاه الهى و رغبت كنند در اين روز به رو آوردن و متوجه شدن به اعمال صالحه و تلافى كنند تقصيرات سائر روزهاى هفته خود را و همت خود را برگردانند جانب آنچه مقرب ايشان است به خدا و نزديك است به حضرت پروردگار، كه آن نماز جمعه باشد، و تعبير فرموده است خداوند متعال از نماز جمعه ، در كتاب عزيز خود به ذكرالله و مخصوص گردانيده آن را از سائر نمازها به ذكرى كه آن مخصوص اين نماز مى باشد و فرموده : يا ايهاالذين امنوا اذا نودى للصلاة من يوم الجمعة ، فاسعوا الى ذكر الله ، و ذروا البيع ، ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون سوره جمعه آيه 9 اى كسانى كه ايمان آورده ايد به خداى تعالى هر موقعى كه منادى ندا سر زد در روز جمعه (براى نماز جمعه ) البته بشتابيد به سوى ذكر خدا و رها كنيد خريد و فروش را، چه آنكه اين كار (يعنى : آمدن به سوى نماز جمعه و ذكر خدا) بهتر مى باشد براى شما، اگر فضيلت نماز جمعه را بدانيد.

در اين آيه شريفه ، نوعى از تاءكيد و تنبيه مى باشد بر اهميت اين كار، كسانى كه بصيرت در ادبيات عربى داشته باشند، متوجه مى شوند. و از اهم رمزهاى آن اين است كه تعبير فرموده از نماز جمعه ، به ذكر الله چه آنكه اين اشارت است به آنكه غرض اصلى از نماز، تنها مجرد حركات بدن و سكنات و ركوع و سجود نمى باشد، بلكه مقصود اصلى به ياد بودن خدا مى باشد به قلب و احضار عظمت او سبحانه است به دل .

پس در اين نكته سرى مى باشد و البته نماز بازدارنده است از فحشاء و منكر، چنانچه در كلام الهى واقع شده : ان الصلاة تنهى عن الفشحاء و المنكر سوره عنكبوت آيه 45 به درستى كه نماز باز مى دارد شخص را از كارهاى زشت و ناگوار البته نماز در وقتى از فحشاء و منكر، شخص را باز ميدارد كه با توجه تمام و ملاحظه جلال و ساحت قدس الهى بوده باشد. تفسيرهاى زيادى وارد شده در ذيل اين آيه ، به طورى كه مى رساند كه مراد از نماز تنها ذكر و جنباندن زبان نمى باشد. پس وقتى كه نماز جمعه چنين قابليت را داشته باشد لاجرم لازم و واجب است اهتمام به آن ، زياده بر نمازهاى ديگر، و واجب است مهيا و مستعد شدن مر ملاقات الهى را و ايستادن در برابر خدا، در آن وقت نيكو با طرزى نيكو.

و به دل بگذران اين را كه هرگاه فرمان دهد تو را پادشاه بزرگى از پادشاهان دنيا، به تشرف محضر او و آمدن به شتاب در پيشگاه او در وقت معينى ، آيا تو مهيا و مستعد نخواهى شد به تمام درجه استعداد؟ آيا مهيا نمى شوى باسكونت و اطمينان و وقار و با لباس فاخر و با استعمال كردن بوى خوش و امثال اينها؟ بر وجهى كه مناسب حال آن پادشاه باشد و از همين جا است كه در روز جمعه ، نظافت و بوى خوش و عمامه نهادن و سرتراشى و شارب گرفتن و ناخن چيدن وارد شده است .

پس مبادرت كن وقت داخل شدن جمعه به اين شرطها، با دل پاك و كمال توجه به سوى خدا و عمل خالص كه نزديك كننده به خدا باشد و با نيت پيراسته چنانچه مى گردى اين طور در وقت ملاقات پادشاهى از پادشاهان دنيا. و اگر بزرگ نكنى همت خود را در اين چيزها و رو به اين وظائف نياورى . از قبيل : خوشبو نمودن وزينت كردن ، ناچار زيان خواهى برد در معامله خود با خدا، و بعد از اين حسرت خواهى خورد. و هر قدر ممكن باشد تو را و بتوانى كه زياد كنى نيت و قصد خود را در آنچه ثواب بر آن مترتب مى شود، البته اين كار و اين نيت را بكن ، تا بهره تو افزون و پاداش ‍ عمل تو زياد گردد به واسطه آن نيت .

پس قصد كن به غسل جمعه كردن ، استحباب روز جمعه را و توبه نمودن و داخل شدن مسجد را و همچنين به باقى كارهاى نيك . و در استعمال بوى خوش ، قصد كن عمل كردن به سنت پيغمبر (صلى الله عليه وآله ) را و بزرگ دانستن مسجد و احترام خانه خدا را، چه آن كه خدا دوست ندارد كسى داخل خانه او بشود مگر در حاليكه خوشبو باشد و نيز قصد كن به خوشبو كردن خود حق اشخاصى را كه در پهلوى تو هستند در مسجد، تا از مجاورت تو آزار نكشند و تو را به بدبوئى غيبت نكنند و به سبب غيبت تو ايشان به معصيت نيفتند و گفته اند اگر كسى كارى كند كه مردم در غيبت بيفتند و او قادر باشد و بتواند آن را از خود دفع كند، لاجرم او شريك در معصيت غيبت آنها خواهد بود چنانچه خداى تعالى فرموده : ولاتسبوا الذين يدعون من دون الله ، فيسبوا الله عدوا بغير علم سوره انعام آيه 108 ناسزا نگوئيد به كسانى كه مى خوانند غير خدا را (يعنى : به مشركين و بت پرستان بد نگوئيد) زيرا بد گفتن شما به آنها سبب مى شود كه ايشان هم بد بگويند به خداى تعالى كه معبود شما است ، از روى ستم و بى دانشى خود.

پس هرگاه حاضر شوى به نماز جمعه ، حاضر كن دلت را به جهت فهميدن خطبه و موعظه و مستعد و مهيا شو به جهت تلقى اوامر و نواهى كه از شارع مقدس رسيده است پس به درستى كه همين است غرض اصلى از بلند خواندن خطبه و استماع مردمان و حرام بودن سخن گفتن در اثناى خطبه خواندن . پس بده حق هر صاحب حقى را، بسا باشد كه انشاء الله بوده باشى از نوشته شدگان در ديوان سابقين و مقربين زيرا كه مى نويسند نام نمازگزاران را در اين روز شريف ، و عرضه مى دارند به حضرت پروردگار، و مى پوشانند برايشان خلعتهاى نور قدسى ، و به تحقيق روايت شده است كه : ان الملائكة تقف على ابواب المساجد و بايديهم قراطيس الذهب و اقلام الفضة ، يكتبون الاول فالاول و ان الجنان لتزخرف و تزين ، و ان الناس ‍ يتسابقون اليها على قدر سبقهم الى الصلاة ، و لاتزال الملائكة يكتبون الداخل الى ان يخرج الامام ، فاذا خرج طويت الصحف و دفعت الاقلام و اجتمعت الملائكة عند المنبر يستمعون الذكر و ان الناس فى المنازل و الخطوة على قدر بكورهم الى الجمعة براستى فرشتگان مى ايستند بر درهاى مساجد و در دستهاى خود كاغذهاى طلائى وقلمهاى نقره اى دارند مى نويسند هر كس را كه بيايد در مسجد بامراعات اول و بعد بودن (يعنى : آن را كه جلوتر آمده در اول مى نويسند و آن را كه بعد آمده ، بعد مى نويسند) و همانا بهشت زيب و زيور مى شود و مردم پيش مى افتند به سوى بهشت همانطورى كه در دنيا پيشى مى گرفته اند در نماز، و ملائكه مرتب هر كسى را كه داخل مسجد شود مى نويسند، تا موقعى كه امام درآيد. پس وقتى كه امام درآمد كاغذها پيچيده و قلمها برداشته و فرشتگان فرا مى آيند نزد منبر، گوش مى دهند موعظه امام را. آگاه و هوشيار باشيد كه مردم در پستى و رفعت و انحطاط و ارتفاع و بهره مندى ، به اندازه صبح خيزى و مهيا شدن آنها است جهت نماز جمعه .

پس وقتى كه گذرانيدى اينها را به دل خود و و دانستى كه ملائكه مى شنوند صداى تو را و ايشان دور تو هستند و خداتو را مى بيند پس لازم است بر تو كه رداى هيبت بر دوش اندازى و دراعه آرامش ببر افكنى و در پرده خشيت درآئى تا مستحق شوى كه اضافه شود بر تو رحمت ايزدى و سبك گرداند سنگينى تو را بركت خدا، و مقبول فرمايد نماز تو را و دعاى تو را مستجاب و مسموع نمايد و البته در اين روز زياد كن در ذكر و استغفار و دعاء و تلاوت قرآن ، وصلوات بفرست بر پيغمبر و آل او (صلى الله عليه وآله ) و صدقه كن ، چه آنكه اين روز شريفى است و فضيلت آن فايض و رحمت آن واسع مى باشد. پس هرگاه محل قابل باشد سعادت حاصل مى گردد، و مراد تو افزونى به دست مى آيد و ياد بياور كه در روز جمعه ساعتى مى باشد كه خدا حاجت هيچ مؤمنى را در آن ساعت برنمى گرداند، پس جهد كن كه ملائكه بيايند نزد تو در وقت دعا كردن ، يا در حالت استغفار يا در حالت ذكر؛ به احسن احوال . پس به درستى كه حق تعالى عطا مى كند ذكر را بيشتر از آنچه عطا مى كند وسائل را و اگر ممكن باشد و بتوانى ، اقامت كن مجموع اين روز را در مسجد، و الا تا عصر بوده باش با حسن مراقبت و كوشش تمام بسا باشد كه بهره مند شوى به آن ساعتى ذكر شد چه آنكه بعضى گفته اند آن ساعت مبهم است در تمام روز جمعه به واسطه محافظت تمام اوقات آن روز.

و روايت شده كه آن ساعت ميانه فارغ شدن امام است از خطبه ، تا آنكه مردمان در صفها راست بايستند و بعضى گفته اند: آن ساعت آخر روز جمعه مى باشد تا هنگام فرو رفتن آفتاب و امروز را مخصوص خود بگردان از ميانه ايام هفته ، به اميد آنكه بشود كفاره گناهانت و استدراك از براى بقيه ايام هفته و كافى است نماز جمعه در اهتمام به روز جمعه و وظايف آن ، به درستى كه خدايتعالى گردانيده است نماز جمعه را افضل اعمال بنى آدم بعد از ايمان . چنانكه ناطق است به اين معنا اخبار، و تصريح كرده اند بر آن علماء آثار و اخبار، به طورى كه دليل آورده اند بر اينكه واجب افضل است از سنت . و نماز يوميه ، افضل است از نمازهاى غير يوميه . وصلاة وسطى ، افضل است از نمازهاى يوميه . و مختار آن است كه صلاة وسطى نماز ظهر است و نماز جمعه اولى است از نماز ظهر بنابراين نماز جمعه افضل نمازها است . پس ثابت مى شود به همين دليل كه نماز جمعه افضل همه اعمال مى باشد و اين دليل واضحى است .

و واجب است اهتمام تمام به شاءن آن و خطر تمام در سستى كردن به شاءن آن مى باشد نسبت به كسى كه در شاءن آن تاءم داشته باشد و به تحقيق آگاه كرده است بر جميع اين امورى كه ذكر شد قول خداى تعالى بعد از امر به آن ذلكم خير لكم ان كنتم تعملون اين كار براى شما بهتر مى باشد اگر شما دانسته باشيد.

امر شده است به خواندن سوره جمعه و منافقين در آن چند نماز، تا مكرر شود شنيدن آن و زياد گردد رغبت در آن و در سوره منافقين فرموده است (بعد از آنكه نماز جمعه را در سوره جمعه ذكر ناميده است .): يا ايها الذين امنوا لاتلهكم اموالكم و لا اولادكم عن ذكرالله ، و من يفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون سوره منافقون آيه 9 اى كسانى كه ايمان و باور داريد خدا را، مبادا غافل كند مالها و فرزندان شما، شما را از ياد و ذكر خدا، چه آنكه هر كس چنين باشد ناچار از زيانكاران خواهد بود پس تكرار اين دقايق در فكر تو، بسا باشد كه سبب شود تا از رستگاران گردى پس ‍ حاضر كن دلت را در اين روز براى رستگارى و فوز عظيم خداوندى .


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ساعت 20:34 توسط اعظم حیدری |


                  
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ساعت 20:29 توسط اعظم حیدری |


داستانهايي از نماز شهدا

از سال 1360 الي 1362 در قرارگاه عملياتي كربلا شاهد فداكاري‌ها و رشادتهاي شهيد صياد شيرازي بودم روحيات معنوي ايشان سبب جذب كليه كساني مي شد كه با وي ارتباط داشتند. او حتي در مناطق عملياتي به برپايي نماز جماعت اهميت مي‌داد و بر همين اساس فرماندهان لشكر نيز ضمن رعايت نكات عملياتي و دقت در مأموريتهاي رزمي در تأمين نمازخانه و تشويق پرسنل نماز جماعت تأكيد داشت. بنابراين صياد شيرازي پايه گذار توسعه فرهنگ نماز در جبهه‌ها بود.

رزمنده دلاور، محسن شاه رضايي در نقل خاطره‌اي مي‌گويد: «در شب عمليات بدر، سوار قايق شديم و زديم به خط مقدم، زير باران تير. در حين عمليات بوديم كه وقت نماز مغرب شد. رزمنده پيري با ما بود، شروع كرد با آب هور وضو گرفت. ما هم بعد از او وضو گرفتيم و در همان دقايق به نماز ايستاديم آن شب، آن نماز اول وقت، در آن شرايط سخت، بهترين نماز ما بود.»

همسر شهيد حاج محمدابراهيم همت مي‌گويد: «ابراهيم بعد از چند ماه عمليات به خانه آمد. سرتا پا خاكي بود و چشم‌هايش سرخ شده بود. به محض اينكه آمد، وضو گرفت و رفت كه نماز بخواند. به او گفتم: حاجي لااقل يك خستگي در كن، بعد نماز بخوان. سر سجاده‌اش ايستاد ودر حالي كه آستين‌هايش را پايين مي‌زد، به من گفت: من با عجله آمدم كه نماز اول وقتم از دست نرود. اين قدر خسته بود كه احساس مي‌كردم، هر لحظه ممكن است موقع نماز از حال برود.»


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ساعت 20:27 توسط اعظم حیدری |


اهمیت و فواید نماز اول وقت


نماز صبح:

انسان مسلمان در صبح برای نماز صبح بیدار می شود درحالیکه دربرابر سه تحول مهم قرار دارد:

ü     دریافت نور در زمان آن که فعالیت غده صنوبری را کاهش می دهد، و میلاتونین را کم می کند و عملیات دیگر مرتبط با نور را فعال می سازد.

ü     پایان کنترل دستگاه عصبی (ناخوشایند) که شب ها باعث آرامش می شود و شروع دستگاه عصبی (خوشایند) که روزها باعث فعالیت می شود.

ü     آمادگی برای استفاده از نیرویی که افزایش کورتیزن در صبح آن را ایجاد می کند، و این افزایش خود به خود صورت می گیرد و به خاطر بلند شدن ازخواب و پایین آمدن از تخت نیست همچنانکه هورمون سیرنونین و اندرفین در خون نیز افزایش می یابد.

 

نماز ظهر:

انسان مسلمان هنگام نماز ظهر در معرض سه تحول مهم قرار دارد:

ü     در اثر افزایش نخست هرمون ادرینالین در پایان صبح خود را با نماز آرام می کند

ü     از لحاظ جنسی خود را آرام می کند چرا که تستوستیرون در ظهر به اوج خود می رسد.

ü     ساعت بیولوژیک از بدن می خواهد که اگر وعده غذایی سریعی نخورد نیروی بیشتری برای آن فراهم کند که نماز باعث آرام کردن و کاهش تشنج حاصل از گرسنگی می شود.

 

نماز عصر:

تأکید زیادی بر ادای این نماز وجود دارد زیرا آن مرتبط با دومین زمان اوج ادرینالین می باشد که فعالیت ملموس چندین عضو از جمله فعالیت قلب را به دنبال دارد و بیشتر افزایش فشار قلب بیماران قلبی مستقیما در این زمان صورت می گیرد که نشان دهنده ی فشاری است که این عضو مهم در این زمان باآن روبروست. و جالب آن است که بیشتر فشار قلب کودکان تازه متولد شده نیز در همین زمان صورت می گیرد و معمولا اوج مرگ کودکان تازه تولد در ساعت 2 بعداز ظهر می باشد و بیشتر افزایش فشار قلب آنان بین ساعت 2 تا 4 بعداز ظهر می باشد. و اینها نشان دهنده سخت بودن این زمان برای جسم انسان به طور کلی و قلب به طور خاص می باشد.

بیشتر مشکلات اطفال مشکلات قلبی تنفسی می باشد و حتی در بزرگسالان نیز همینگونه می باشد چراکه بدن آنها در این زمان سختی زیادی را متحمل می شود و آن با افزایش ببتید ویژه به حوادث و فاجعه های مخوفی منجر می گردد .

و نماز عصر انسان را از کارهایش در این زمان باز می دارد و به منظور پرهیز از این پیامدها مانع مشغول شدن انسان به کار دیگری می گردد.

 

نماز مغرب:

این زمان تغییر و تحول از نور به تاریکی است که عکس آن چیزی است که در زمان نماز صبح صورت می گیرد بنابراین به خاطر شروع تاریکی ترشح میلاتونین افزایش می یابد که باعث می گردد انسان احساس خواب آلودگی و کسالت کند و در مقابل سیروتین ، کورتیزون و اندروفین کاهش می یابد.

 

نماز عشاء:

در زمان انتقال از فعالیت به استراحت و برعکس زمان نماز صبح می باشد. و زمانی ثابت برای انتقال جسم از کنترل دستگاه عصبی خوشایند به دستگاه عصبی ناخوشایند می باشد. و شاید این سرّ تأخیر این نماز تا کمی قبل از خواب می باشد تا تمام کارها تمام شده باشد و بعد از آن مستقیما خواب صورت گیرد.

در این زمان حرارت بدن و ضربات قلب کاهش می یابد و هرمون های خون بالا می رود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ساعت 20:4 توسط اعظم حیدری |


داستان جالب درباره نماز


به گزارش مشرق، کانون گفتگوی قرآنی نوشت: یک وقتی ما( حاج آقا قرائتی) در ستاد نماز نوشتیم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت. نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است.

گفت در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب باید بخوانی، حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت برویم به راننده بگوییم نگه‌دار،

گفت راننده بخاطر یک بچه دختر نگه نمی‌دارد، گفت التماسش می‌کنیم، گفت نگه نمی‌دارد، گفت تو به او بگو، گفت گفتم نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، دختر گفت که آقاجان می‌شود امروز شما دخالت نکنی؟ امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم، گفت خوب هر غلطی می‌خواهی بکن.

می‌گفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد، زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون، دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو، شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت، قرآن یک آیه دارد می‌گوید کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها می‌گذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرین‌کاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمی‌خواهد بدهد.

«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/۹۶ یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها می‌گذاریم. شاگرد شوفر نگاه کرد دید دختر وسط اتوبوس نشسته دارد وضو می‌گیرد، گفت دختر چه می‌کنی؟ گفت آقا من وضو می‌گیرم ولی سعی می‌کنم آب به اتوبوس نچکد، می‌خواهم روی صندلی نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک خورده نگاهش کرد و چیزی به او نگفت.

به راننده گفت عباس آقا، راننده، ببین این دارد وضو می‌گیرد، راننده هم همین‌طور که جاده را می‌دید در آینه هم دختر را می‌دید، هی جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، جاده را می‌دید، آینه را می‌دید، مهر دختر در دل راننده هم نشست، گفت دختر عزیزم می‌خواهی نماز بخوانی؟ من می‌ایستم، ماشین را کشید کنار گفت نماز بخوان آقاجان، آفرین، چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه می‌گویی وایسا او برای یک سیخ کباب می‌ایستد، برای نماز جامعه نمی‌ایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست.

دختر می‌گفت وقتی اتوبوس ایستاد من پیاده شدم و شروع کردم الله اکبر، یک مرتبه اتوبوسی‌ها نگاه کردند او گفت من هم نخواندم، من هم نخواندم، او گفت ببین چه دختر باهمتی، چه غیرتی، چه همتی، چه اراده‌ای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت حجت است، خواهند گفت این دختر اراده کرد ماشین ایستاد، می‌گفت یکی یکی آنهایی هم که نخوانده بودند ایستادند، گفت یک مرتبه دیدم پشت سرم یک مشت دارند نماز می‌خوانند. گفت شیرین‌ترین نماز من این بود که دیدم لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد، منِ بچه یازده ساله هم می‌توانم در فضای خودم امام باشم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ساعت 20:1 توسط اعظم حیدری |


نماز پیامبر


عايشه همسر پيامبر(ص) مي گويد: پيامبر با ما در سخن بود و ما نيز با وي ولي همين كه وقت نماز فرا مي­رسيد گويا ما را نمي­شناخت و ما نيز او را نمي­شناختيم، شبي حضرت از رختخواب برخاست و مشغول مناجات شد. تا نزديك صبح،عبادت كرد و پس از آن گريه­هاي سختي سرداد. به حضرت عرض كردم: چرا خودت را به زحمت مي­افكني در حاليكه خداوند، گناهان گذشته و آينده تو را بخشيده است؟ حضرت فرمود به پاس اين همه نعمت، بنده شكر گزاري نباشم.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله هنگامي كه به نماز مي ايستاد، چهره مباركش از خوف خدا برافروخته مي شد و بدن مباركش هم چون جامه اي كه در معرض باد است، تكان مي خورد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ساعت 19:33 توسط اعظم حیدری |



+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ساعت 21:33 توسط اعظم حیدری |


اسرارنماز


احكام و شرايع مقدس اسلام و تمامي قوانين آسماني كه به عنوان برنامه زندگي بشر وضع شده اند ، اعم از اخلاقي ، اقتصادي و ... هر يك داراي اسراري است و هيچ كدام از حلال و حرام و مباح و مستحب و مكروه ، بدون غرض واجب يا حرام يا مكروه نشده است ، اما علم بشر غير از انبياء الهي و امامان معصوم (عليهم السلام ) چنين قدرتي ندارد كه بتواند فلسفه تمام احكام را به دست آورد وحرمت هر حرامي و حليت هر حلالي را درك كند . البته ممكن است به يك بعد و يك جهت آن دست يابد ولي همه ابعادش را نمي تواند كشف كند . بنابراين فقط خداوند حكيم ، مصالح و مفاسد وخير و شر آفريده هايش را مي داند و از ظاهر و باطن تمامي آنها آگاه است .پس هرچه كه خدا آفريده و حلال كرده بايد پذيرفت و از هرچيزي كه حرام كرده است،  بايد پرهيز كرد. هم چنين بايد واجبات او را انجام داده و از محرمات دوري جست .

از جمله اين واجبات ،« نماز» است . جسم نماز، عبارت از؛ اجزاي ظاهري و صوري آن.  ولي نماز داراي باطن و روح نيز مي باشد .روح نماز، عبارت است از؛ معاني باطن آن . اين روح نماز است كه روح انسان را به خدا نزديك مي كند و در قيامت انيس انسان خواهد بود .

هدف از تشريع نماز ، همين سير تكاملي روح است . نماز داراي اسرار و حكمت هايي است . ازجمله آن حكمتها اين است كه نماز معراج مؤمن و موجب عروج و پرواز او از ملك تا ملكوت و موجب قرب به حضرت حق است . در اين بخش برآنيم تا به ذكراسراري از نماز در قرآن و روايات بپردازيم

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:41 توسط اعظم حیدری |


اسرار نماز در قرآن

الف) اقامه نماز عامل اقامه دين

 اقامه نماز غير از خواندن نماز و تداوم برآن عملي واجب است و در قرآن کريم از اوصاف مومنان شمرده  شده است . ( والذين هم علي صلاتهم يحافظون )اما مهم تر از آن ، اقامه و بر پاداشتن حقيقت نماز است . بر پاداشتن حقيقت نماز به اين است که گذشته از تلفظ ذکرهاي رکوع و سجده و مانند آن ، نماز گزار پيام اصلي نماز را دريابد و به آن عمل کرده  به ديگران نيز تعليم دهد تا حقيقت چيزي که در قرآن به عنوان نهي کننده از فحشاء و منکر است ، در متن جامعه شکل بگيرد.

انبياي بزرگ الهي ، به اقامه نماز ، چنان که حضرت مسيح ( عليه السلام ) خود را موظف به نماز مي دانست : ( و اوصاني بالصلاه والزکاه مادمت حيا )و موساي کليم به اقامه آن مامور شد : ( و اقم الصلاه لذکري)  و حضرت ابراهيم نيز از خداي سبحان براي خود و فرزندانش توفيق بر پايي نماز خواست : ( رب اجعلني مقيم الصلاه ومن ذريتي ) .

ارتباط اقامه دين و اقامه نماز اين است که بهره گيري از هدايت دين و ايستادگي در برابر کفر و شرک ، لازمه اقامه نماز است و اقامه نماز عامل اقامه دين مي باشد بنابراين اگر انسان ها اهل قيام براي خدا باشند و در برابر شرک ايستادگي کنند ، مي توانند نماز را که ستون دين است به پا دارند ؛ از همين روست که از ميان عبادات در اين آيه ، فقط نماز مطرح شده است .

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:39 توسط اعظم حیدری |


ب) رابطه نمازبا فضايل اخلاقي

- انفاق

يکي از صفاتي که در قرآن مجيد براي نماز گزاران بيان شده اين است که آنها اهل انفاق هستند ؛ ( ومما رزقناهم ينفقون ). انفاق علاوه بر اينکه باعث تحکيم پيوند بندگان با خداست ، در تحکيم پيوند بندگان با يکديگر نيز موثر است و روح احسان و ايثار را در
جامعه زنده مي کند .

انفاق فقط محدود به حال نيست بلکه علم ، قدرت و جان را نيز شامل مي شود چرا که همه اين ها از مصاديق رزق الهي است که بنده عطا شده و نمازگزاران از هر چيزي که
خدا روزيشان کرده است ، انفاق مي کنند. 

وجه ترتب انفاق بر نماز اين است که دوستي مال و جاه و امور دنيايي ، مانع انفاق است و تنها نمازگزاران راستين هستند که جان خود را از قيدهاي دنيايي رها نيده و قدرت انفاق دارند. بنابراين اقامه نماز سهم موثري در بخل زدايي دارد.

لازم به ذکر است که هر عملي که بر انسان واجب يا مستحب شده ، براي شکوفا شدن معرفت اوست: ( واعبد ربک حتي ياتيک اليقين )  تا جان او بالا رود و به ملاقات خداي سبحان نايل گردد: ( اليه يصعد الکلم الطيب والعمل الصالح يرفعه ) .از اين رو نه تنها اعمال بدني باعث شکوفايي معرفت و رسيدن به سعادت ابدي مي شود بلکه اعمال قلبي و اخلاقي نيز چنين اثري دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:38 توسط اعظم حیدری |


ج) آثار نماز و اوصاف نماز گزاران در قرآن

الف ) نماز آن است که در مسائل مالي ، اعم از واجب و مستحب ، نماز گزار را به حساب وا مي دارد و به فکر محرومان و سائلان متذکر مي کند .پس نماز گزار واقعي به فکر ديگران و به ويژه محرومان است : « و الذين في اموالهم حق معلوم . السائل و المحروم .»

اين تامين مادي و مالي مختص به پرداخت زکات واجب نيست بلکه چنين نمازي خودش زکات را در بردارد و مانع تکاثر است .

ب) نمازگزار به ياد قيامت بوده و از عذاب الهي بيمناک است زيرا مي داند که براي کسي امان نامه اي براي رهايي از دوزخ نداده اند . « والذين يصدقون بيوم الدين . و الذين هم من عذاب  ربهم مشفقون . ان عذاب ربهم غير مامون » تصور در امان ماندن از عذاب ،غافلانه است : « فلا يامن مکرالله الا القوم الخاسرون » و نماز مانع اين غفلت است .

ج) بر پايه اصل کلي « ان الصلاه تنهي عن الفحشاء و المنکر » نمازگزار انساني عفيف  است بنابراين نماز مانع بي عفتي است .

د) نمازگزار واقعي ، امين عهد و پيمان خود ، اعم از الهي يا مردمي را رعايت کرده و آن را محترم مي شمارد . « والذين هم لاماناتهم و عهدهم راعون »

ه ) نمازگزار به حق و عدل شهادت ميد هد . « والذين هم بشهادا تهم قائمون »بر اين اساس ، نماز گزاري که از اداي شهادت حق پرهيز کند يا قائم به شهادت قسط نباشد ، نماز گزار واقعي نيست .

تذکر : در موارد متعددي از قرآن کريم به برکات فراوان نماز اشاره شده است و اگر در اين جا بحث کوتاهي درباره آثار مثبت نماز ارائه شد، براي تبيين عمود دين و ستون استوار بودن آن است .

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:31 توسط اعظم حیدری |


اسرار نماز در روايات

حضرت علي (عليه السلام )  در مورد اسرار نماز د ر نهج البلاغه چنين  فرموده اند : " تعا هدوا امر الصلاه و حافظوا عليها و استكبروا فيها و تقربوابها ، فائها « كانت علي

 المومنين كتابا موقوتا » و كان  رسول الله نصبا بالصلاه بعد التبشیر له بالجنه ، ليقول الله – تعالي – :« و امراهلك بالصلاه و اصطبر عليها» فكان بامربها اهله و يصبرعليها نفسه ." «مردم ! نماز را برعهده گيريد و آن را حفظ كنيد و زياد نماز بخوانيد و با نماز خود ر ا به خدا نزديك كنيد . نماز فريضه اي است كه وقتهاي خاص بر مؤمنان واجب گرديده است.»" رسول خدا (صلي الله عليه وآله) پس از بشارت به بهشت ، خود را در نماز خواندن به زحمت انداخت زيرا خدا به او امر فرمود : « خانواده خويش را به نماز فرمان ده و برانجام آن شكيبا باش .»

امام رضا (عليه السلام ) در مورد فلسفه و اسرار نماز نكاتي بيان فرموده اند :

 1-  نماز اقرار به ربوبيت خدا و نفي هرگونه شريك براي او و ايستادن با كمال خضوع و كوچكي در پيشگاه خداست .

2-  ايستادني كه بااعتراف به گناه و در خواست آمرزش گناهان پيشين و نهادن صورت برزمين ، پنج نوبت درشبانه روز به احترام عظمت خدا ، مقرون باشد.

3-  نماز موجب ياد خدا و دوري از غفلت و سركشي و باعث خضوع و فروتني و خواهان طلب افزايش معنوي و مادي است .

4-  نماز انسان را به مداومت بر ذكر خدا در شب و روز بر مي انگيزد تا بنده مولا و آفريدگار خويش را فراموش نكند زيرا كه فراموشكاري موجب طغيان است .

5-  انسان در حال  نماز در پيشگاه خدا در ياد خداست و همين حالت او راازگناهان باز مي دارد واز انواع تباهي ها جلوگيري مي كند.

در روايات اسرار زيادي از نماز بيان شده كه به ذكر چند نمونه اكتفا مي كنيم .

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:30 توسط اعظم حیدری |


الف) معراج مؤمن


حضرت محمد (صلي الله عليه وآله) فرموده اند : " الصلاه معراج المؤمن ."

 نمازي كه معراج مؤمن است متقوم بر دو امر است كه يكي مقدمه ديگري است . اول ، ترك خود بيني كه حقيقت تقواست و دوم ، خدا خواهي و حق طلبي كه حقيقت معراج وقرب است .بنابراين در روايات شريفه آمده  است كه: « الصلاه قربان كل تقي».

اين دومقام به تدريج در قيام و ركوع و سجود حاصل مي شود. قيام به حسب فاعليت خدا ، ترك خودبيني است . ركوع به حسب صفات و اسماء خدا ترك خود بيني و خود خواهي است و سجود مطلق خدا خواهي است .

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:29 توسط اعظم حیدری |


ب) خاموش كننده آتش


گناه آتش است و با توجه به اينكه  عمل از عامل آن جدانيست ، در حقيقت گناهاني كه بار آنها را بر دوش مي كشيم ، آتش هايي است كه با دست خود روشن كرده و آن ها را به همراه داريم . نماز حقيقي آتش گناهان قبل از نماز را خاموش مي كند و چون همين نماز مانع از گناهان بعد از نماز نيز مي شود ، خاموش كننده آتش گناهان احتمالي آينده است و بايد آن را نور علي نور به حساب آورد .

از رسول خدا (صلي الله عليه وآله) روايت شده كه فرمودند : " ما من صلاه يحضر وقتها الا نادي ملك بين يدي الناس : ايها الناس ! قوموا الي نيرانكم التي اوقدتموها علي ظهوركم فاطفئوها بصلاتكم"؛ « هيچ نمازي نيست مگر اين كه چون وقت آن فرا رسد ، فرشته اي در پيش روي مردمان ندا دهد : اي مردم برخيزيد به سوي آتش هايي  كه بر پشت خود بر افروخته ايد تا آن را بانماز خويش خاموش كنيد.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:28 توسط اعظم حیدری |


ج) مؤثر ترين سلاح عليه شيطان


حضرت علي (عليه السلام ) فرموده اند : « الصلاه حصن الرحمان و مدحره الشيطان»

شيطان هميشه در كمين انسان هاست تا به هر وسيله اي كه شده آن ها رااز ياد خدا
فرامي خواند اما نماز آنان را به فطرت اصلي شان سوق   مي دهد . از اين رو نماز موجب افسرده شدن شيطان و بهترين و مؤثرترين سلاح عليه اوست كه انسان را از مكرش باز مي دارد . اهريمنان نمي توانند نماز گزاران حقيقي را به دام خويش گرفتار كنند، پس ناگزير از آن ها دور مي شوند . نماز علاوه بر آن كه مهم ترين سلاح عليه  شيطان است  مفيدترين عامل شيطان زدايي نيز مي باشد.

نمازي كه در اول وقت و با حفظ همه شرايط به جا آورده شود ،ازمهم ترين عوامل شيطان زدايي است و هرگز شيطان بر چنين شخص متعبدي تسلط و نفوذ ندارد، حتي به هنگام مرگ كه شياطين براي از بين بردن ايمان و عقيده پاك مؤمنين به سراغشان مي آيند ، ملك الموت از حق آنان دفاع مي كند . حضرت امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: « ان ملك الموت يدفع الشيطان عن المحافظ علي  الصلاه و يلقنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله من تلك الحاله العظيم .»

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:28 توسط اعظم حیدری |


د) حافظ تعادل در مقابل خيرو شر


نماز عامل سازنده اي است كه مقاومت آدمي را در نشيب و فراز هاي زندگي حفظ مي كند . نمازگزار در مقابل هر خيرو شري تحمل خويش را حفظ كرده و صبور است. خداوند مي فرمايد: « ان الا نسان خلق هلوعا ، اذا مسه الشرجزوعا و اذا مسه الخير منوعا ، الا المصلين ، الذين هم علي صلاتهم دائمون.»

" همانا انسان حريص آفريده شده است . چون شري به او برسد فرياد مي كشد و جزع مي كند و هرگاه خيري و نعمتي به او برسد ، بخل مي ورزد ، مگر نماز گزاران (واقعي) كه بر نماز خويش مداومت مي نمايند ( و به آن اهميت مي دهند)."


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:27 توسط اعظم حیدری |


ه) عامل شكوفايي انديشه


اگر نماز چنان  كه حق آن است خوانده  شود ، به نماز گزار رشد و تعالي و انديشه مي دهد . انسان هر قدر كه انديشه اش والاتر باشد به خدا نزديك تر است و در كسب
معرفت تواناتر، و هر اندازه در شناخت خدا پيشتر رود ، بهتر مي تواند حق نماز را ادا كند. به عبارت ديگر اگر نماز به رشد انديشه نينجامد و به معرفت و ياد خدا منتهي نشود، نه آن ذكر ، ذكر حقيقي و نه آن انديشه ، انديشه واقعي است. ذكر از آن جهت موجب اوج گيري و والايي انديشه مي شود كه ذهن را از محدوديتي كه ماديات بر آن تحميل مي كنند، آزاد مي سازد و قدرت پرواز مي دهد.

حضرت امام رضا (عليه السلام ) فرموده اند: « ليس العباده كثره الصيام و الصلوه ، انما العباده كثره التفكر في ذكر الله .

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:27 توسط اعظم حیدری |


ر) نردبان تكامل


اين كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرموده اند: " الصلوه معراج المومن  [57] " به اين معناست كه نماز حقيقي نردبان تكامل ايمان مؤمن به خداست .اكنون اگر بپذيريم كه هريك از موجودات تكاملي ويژه خود و نمازي مخصوص به خود دارند و به گونه اي متناسب با خود خدا را تسيبح مي كنند ، خواهيم گفت : نماز نردبان تكامل هرموجودي است ، و چون مجموعه جهان هستي پيوسته در نماز است ، همواره راه تكامل را طي مي كند و از آن جا كه نماز دائمي است ، سير تكامل هستي هم متوقف نمي گردد.

امتياز انسان در حركت به سوي كمال اين است كه مي تواند علاوه بر سير جسماني ،

سير روحي هم داشته باشد. نماز در حقيقت عروج و پرواز در فضاي معنويت و بندگي و رسيدن به قرب خداست . نماز كه توجه به خالق هستي و دل كندن از علايق دنيوي است، براي اهل معرفت پرواز و تكامل به حساب مي آيد، چون آن چه انسان را زمين گير مي كند وابستگي به ماديات است

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:26 توسط اعظم حیدری |


ز) كفاره گناهان


گناه دو گونه است  . گناه مطلق و گناه نسبي . گناه مطلق مخالفت قطعي با خداست و

هر  گونه  ترك  واجب  و انجام حرام را شامل مي شود.  اما گناه  نسبي آن  است كه عمل غيرحرامي از شخص بزرگي سرزند كه با توجه به موقعيتش در خور او نباشد. در اين صورت انجام آن عمل گناه نسبي محسوب مي شود. اعمالي كه از بزرگان سر مي زند با موقعيت ممتازشان سنجيده و با مقايسه  با آن شخص، بر آن عصيان يا ذنب اطلاق مي شود.

 به عنوان مثال  نمازي كه از يك فرد عادي سر مي زند ممكن است نماز ممتازي باشد ولي براي اولياي حق آن گونه نماز گناه محسوب مي شود . ساير اعمال آنها نيز با توجه به موقعيت سنجيده مي شود چرا كه لحظه اي غفلت در حال عبادت براي آنان شايسته نيست . نماز به هر صورتي كه باشد طبق فرموده خدا  در قرآن كفاره گناهان است.

 ارتباط بين بدي ها  و خوبي ها  طرفيني است . همان طور كه بعضي از گناهان مانند شرك ، حسنات را ضايع مي كند ، حسنات هم گناهان را از بين مي برد.نماز از مصاديق حسنات است . در قرآن مي خوانيم كه خدا فرموده است:«و اقم الصلاة طرفي النهارو زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات...» در كفاره بودن نماز براي گناهان دو شرط لازم است : شرط اول آن كه گناهي كه انسان مرتكب شده است ، حق الله باشد نه حق الناس . اگر كسي حقوقي از مردم بر عهده داشته باشد بااقامه نماز از بين نمي رود . پس نماز كفاره گناهاني است كه مربوط به خداست . شرط دوم آن كه انسان بايد عارف به نماز و حدود آن باشد تا بتواند آن را كامل ادا كند ، زيرا تمام عبادات حدي دارند . يكي از شاكيان در قيامت نماز است . اگر نماز حقي نمي داشت در قيامت نمي توانست شكايتي بكند . امام علي (عليه السلام ) فرمودند : " من اتي الصلاة عارفا بحقها غفرله

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:26 توسط اعظم حیدری |


م) عامل آرامش


مهم ترين چيزي كه انسان معاصر در سايه تمدن با آن مواجه است ، اضطراب و  نبودنِِِِِ ‌ِِِِ آرامش روحي مي باشد .اسلام اين مشكل را ريشه كن ساخته است . برنامه اسلام براي رفع اين مشكل، در نماز خلاصه مي شود.انسان بايد لحظاتي را در برابر آفريننده اش بايستد و تمامي اندوه هاي دنيوي ومشكلاتش را از ياد ببرد ، زيرا با حقيقتي مرتبط مي شود كه فوق اينهاست .نمازبالاترين ياد خدا را در انسان مجسم مي كند ." الذين امنوا تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:25 توسط اعظم حیدری |


و) برطرف كننده كبر


قالت فاطمه الزهرا ( عليها السلام ) « فرض الله الصلاه تنزيها من الكبر »

امام باقر ( عليه السلام ) نيز فرمودند: « الصلاه تثبيت الا خلاص و تنزيه عن الكبر. براي درمان كبر دو راه وجود دارد ، يكي راه عملي و يك راه علمي . راه عملي آن است كه شخص نسبت به خود و خداي خود ، علم پيدا كند . هرگاه خودش را بشناسد خواهد دانست كه ناچيز ترين موجودات است . براي آن كه انسان خود را بشناسد درك اين آيات كفايت مي كند: « قتل الانسان ما اكفره . من اي شيء خلقه . من نطفه خلقه  فقدره . ثم السبيل يسره . ثم اذاشاءانشره . كلا لما يقض ما امره . كشته باد انسان ! چه چيزي او را كافركيش و ناسپاس كرد؟ مگر خدا او را از چه آفريد؟ او را از يك نطفه آفريد و اندازه گيري كرد . آنگاه راه تكاملش را آسان نمود . پس از آن او را ميراند و به گور در آوردش . بعد از آن هرگاه كه بخواهد او را برآورد و بازگرداند. هرگز . هنوز آن چه را كه خدا به او فرمان داده انجام نداده است.

امام علي (عليه السلام ) فرمودند : « من عرف نفسه فقد عرف ربه ، كسي كه خود را شناخت خدا را مي شناسد. اما بهترين راه عملي براي دوري جستن از كبر ، اقامه نماز است . حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه نماز را عامل تزكيه از كبر معرفي كرده و فرموده اند:" خداوند حكيم نماز را براي پاكسازي و جدا سازي انسان از بيماري كبرو خودنمايي مقرر فرموده است.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:25 توسط اعظم حیدری |


ي) شست و شودهنده گناهان


قال رسول الله« لو كان علي باب دار احدكم نهر و اغسل في كل يوم منه خمس مرات اكان يبقي في جسده من الدرن شيء؟ قلت : لا، قال : فان مثل الصلاه كمثل النهر الجاري كلما صلي صلاه كفرت ما بينهما من الذنوب »[67]

-   اگر نهري در كنارخانه شما باشد و در آن هر روز پنج نوبت خود را شست و شو دهيد ، آيا در بدن شما چيزي از آلودگي مي ماند؟

-      هرگز! ( انسان از آلودگي پاك مي شود.)

-  نماز نيز مثل نهر جاري و رواني است كه هرگاه بر پا مي شود گناهان را مي شويد و ازبين مي برد.

روايات ديگري با همين مضمون وارد شده است از جمله اين كه حضرت علي (عليه السلام ) فرمودند: « پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) نماز را به چشمه آب گرم كه بر در خانه شخص باشد و روزي پنج نوبت خود را در آن شست و شو دهد ، تشبيه كرده و فرمودند : آيا با چنين شست و شو چيزي از آلودگي بر بدن باقي مي ماند.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:24 توسط اعظم حیدری |


تاويل نماز دركلام علي (عليه السلام )


جابربن عبدالله انصاري از حضرت علي (عليه السلام ) روايتي نقل  كرده است . او   مي گويد :« با مولايمان علي (عليه السلام ) بوديم . مردي را درحال نماز ديد. فرمود اي مرد ! آيا تاويل نماز را مي شناسي ؟ مرد گفت : مولاي من ! آيا نمازتاويلي جز عبادت دارد ؟ حضرت فرمود : آري سوگند به خدايي كه محمد (صلي الله عليه وآله) را به پيامبري برانگيخت  ، خدا پيامبرش را به كاري از كارها برنيانگيخت جز آن كه آن كار تاويل و تفسيري دارد و همه اينها نشانه تعبد و بندگي است . مرد گفت : آقاي من ! اينها را به من بياموز . حضرت فرمود : هنگام تكبيره الاحرام و شروع نماز ،تاويل نخستين تكبير تو ( از تكبيرهاي هفتگانه) اين است كه وقتي « الله اكبر» گفتي به ذهنت خطور دهي كه خدا برتر ازآن است كه به وصف نشستن و ايستادن در آيد. در گفتن « الله اكبر » دوم برتر بودن او را از حركت يا ايستايي به خاطر آوري . در گفتن تكبيره الاحرام سوم ، برتر بودنش را از جسم يا تشبيه به مانند يا سنجيدن يه قياس را به ذهن خطور دهي . درتكبيره الاحرام چهارم چنين به ذهن خطور دهي كه وي برتر از آن است كه اعراض در او حلول كند يا بيماري او رابيازارد . در تكبيره الاحرام پنجم در ذهن بگذراني كه او از وصف شدن به جوهروعرض منزه است و ازحلول در چيزي ويا حلول چيزي در او مبرا ست ، در تكبير ششم به خاطر آوري كه آنچه بر پديده ها رواست از قبيل نابودي و تغيير از حالي به حال ديگر ، همه برآن ذات مقدس نارواست .  در تكبير هفتم به ذهنت خطور دهي كه خواص پنجگانه در او حلول نكرده است . اما تاويل كشپدن گردن تو در ركوع آن است كه به ذهن خويش خطور دهي : خدايا به تو گرويدم هر چند گردنم را بزني .  تاويل سر بلند كردن از ركوع  وقتي گفتي : « سمع الله  لمن حمده ، الحمدلله  رب  العالمين » اين است كه آن كسي را سپاس مي گويم كه مرا از نيستي به هستي آورد . تاويل سجده اول تو اين است كه در حال سجده به ذهنت خطور دهي : خدايا مرا از زمين آفريدي . وقتي سر از سجده برداشتي ، تاويلش اين است كه خدايا مرا از زمين بيرون آوردي . تاويل سجده دوم آن است كه : مرا دگر بار به زمين برمي گرداني و تاويل سر برداشتن از سجده دوم آن است كه به  قلبت خطور دهي بار ديگر (هنگام قيامت ) مرا از خاك بيرون مي آوري .

تاويل نشستن ( هنگام تشهد ) بر جانب چپ و بالاتر قراردادن پاي راست و برنشستن آن است كه بر قلبت بگذراني : بار خدايا حق را بر پا داشتم و باطل را راندم . تاويل تشهد تو، تجديد ايمان ، بازگشت به اسلام و اقرار به برانگيخته شدن پس از مرگ است. تاويل قرائت ذكر تشهد ، بزرگوار شمردن خداي سبحان و بزرگتر دانستن اوست از هرآن چه ستمگران و الحاد پيشگان مي گويند.

تاويل سلام در « السلام عليكم و رحمه الله و بركاته » خواستن رحمت ازخداي متعال است. پس معناي سلام چنين است : براي شما از عذاب روزقيامت ، ايمني است . سپس فرمودند:« كسي كه تاويل نماز را اين گونه نداند، نمازش كمبود دارد و ناقص است.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ساعت 13:23 توسط اعظم حیدری |



+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت 19:30 توسط اعظم حیدری |


جمله ای زیبا درباره نماز


گفت: حاج آقا! من شنیده ام اگر انسان در نماز متوجه شود که کسی در حال دزدیدن کفش اوست می تواند نماز را بشکند و برود کفشش را بگیرد؛  درست است حاج آقا؟!

شیخ گفت: درست است آقا.
نمازی که در آن حواست به کفشت است، اصلاً باید شکست!



 

جملات زیبا گیله مرد

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت 19:17 توسط اعظم حیدری |



ادعای عشق به خدا ،از کسی که سجاده دلتنگ حضور اوست ؛ پذیرفتنی نیست ...

نماز نجوای عاشقانه با محبوب است ...


+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت 19:17 توسط اعظم حیدری |


نماز به نمازگزار چه می گوید؟


رسول خدا(ص) می فرماید: زمانی که نمازگزار رکوع و سجود نمازش را کامل به جا آورد و قسمتهای نماز را که کامل کرد (این نماز) به آسمان صعود می کند، در حالی که نور از او تلألؤ می کند و ابواب آسمان برای او گشوده می شود و (خطاب به او) می گوید:

 
مرا محافظت کردی، خدایت محافظت کند و ملائکه گویند: درود بر صاحب این نماز.
 
زمانی که قسمتهای نماز کامل گزارده نشود می گوید:
 
ضایع کردی مرا، خدا تو را ضایع کند، در این حال نماز را به چهره این نمازگزار می زنند.
 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت 19:15 توسط اعظم حیدری |


توصيف هاي كوتاه از نماز


- نماز،سكوي اعتلا و عروج انسان است.

- نماز، پيام مكتب، ستون دين و قله ي بالندگي است.

- نماز، كلاس در س و كتاب هستي است.

- نماز، نياز هميشه ي انسان به شكفتن است .

- نماز، صيقل وجود و آيينه ي حق است.

- ،نماز بانگ برپايي تعظيم ارزش ها و تكريم انسان ها است .

- نماز، سكينه ي روح ، آرامش خاطر و وقار ظاهر است.

-نماز، زبان هنري اسلام است.

- نماز، چشمه ي جوشان معرفت است.

- نماز، ارزش است ونگهدار ارزش هاست.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت 19:8 توسط اعظم حیدری |


داستانی زیبا از حضرت علی (علیه السلام ) درباره ی نماز

شبی حضرت علی« علیه السلام »در مسجد شروع به نماز خواندن کرد ، شیطان آمد تا علی «علیه السلام » را در موقع نماز فریب دهد ؛ وسوسه‌ی مال دنیا را به علی« علیه السلام »گفت: ولی علی «علیهالسلام »همانطور نماز می‌خواند ، وسوسه‌ی قدرت ؛ ولی در علی « علیه السلام »  اثر نکرد. وسوسه‌ی فرزند ؛ امام علی « علیه السلام » با این حرف‌ها منقلب نشد. شیطان به شکل افعی شد و چنان نیشی به مولا زد ؛ امام علی « علیه السلام » چنان غرق در مناجات با معبود شده بود که هیچ نفهمید. آخر شیطان مأیوس شد و گفت که نمی‌شود علی را فریب داد ، او در موقع نماز از جسم و این دنیا خارج می‌شود. وقتی علی « علیه السلام » نمازش تمام شد دیدندکه پایشان از اثر آن نیش سیاه شده اما با کمال تعجب پرسید که چگونه پای من اینطور شده است؟

یک بار هم شیطان در موقع اقامه‌ گفتن حضرت تیغ خیزرانی بهایشان زد ، خون فوران زد امام علی «علیهالسلام »هیچ نکرد تا این که اصحاب آمدند و پای او را مداوا کردند. در پایان علی « علیه السلام » گفت: « در موقع اقامه حس کردم چیزی بر بدنم فرو رفت ؛ در آن موقع شیطان گفت: « در موقع نماز خواندنتوانستم علی «علیه السلام »را فریب بدهم و حتی در موقع آماده شدن برای نماز هم نتوانستم او را از نماز دور کنم ». بعد از آن شیطان درموقع نمازخواندن مزاحم علی «علیه السلام »نمی‌شد چون می‌دانست در او اثر ندارد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت 19:6 توسط اعظم حیدری |


حالات نماز


-ایستادن در نماز:

ایستادن در نماز، باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند. این عمل باعث می شود تا فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.

وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند، جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی چون نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.

۲- رکوع در نماز:

تقویت ماهیچه های شکم، حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از خواص رکوع در نماز است.کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در تعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عظلات صورت، گردن، ساق پا و رانها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. تنظیم متابولیسم بدن، فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماریها از بدن، کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز از دیگر خواص رکوع در نماز است.

۳- سجده در نماز:

سجده، ستون مهره های بدن را تقویت کرده و درد های سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه، پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده، که این امر با تغذیه غدد باعث حفظ شادابی، زیبایی و طزاوت پوست می شود.

حالات سجده به واسطه باز کردن مهره ها از یکدیگر، باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.

اگر فاصله مهر از نمازگزار به اندازه حدودا یک وجب جلوتر از حالت معمولی باشد، کشش بیشتری در کمر حس می شود که باعث مداوای کسانی که دیسک و یا ناراحتی کمر دارند می شود. و اگر کسی که سالم است این کار را انجام دهد، هیچ گاه دچار دیسک و ناراحتی کمر نمی شود.

سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. سجده قدرت درک و فهم را زیاد می کند. دلیلش این است که در سجده به پیشانی ما فشار می آید و باعث می شود که کاملا روی پیشانی متمرکز شویم ( اگر در این حالت به نوک بینی مان نگاه کنیم، خود به خود به پیشانی فشار می آید ) .

۴- نشستن بعد از نماز:

استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و رانها، کمک به نفخ معده و روده، بهبود فتق و… از خواص نشستن بعد از نماز است.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت 18:59 توسط اعظم حیدری |